على ابو الحسنى ( منذر )

8

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )

انبوهه‌اى از ستاره‌هاى خرد و كلان ، نجواكنان ، چشمك‌زنان كه از بس نزديك مىنمايند ، گويى مىتوان دست برد و هرچه خواست ، از سبد آسمان ، ستاره برچيد ! « راه شيرى » كه كوير را ، به كعبهء دوست ( مكه ) پيوند مىزند . . . ! از « دار العبادهء » يزد آمده بود ؛ شهر قنوت و قنات و قناعت شهر بادگيرهاى بلند ، كه خنكاى هوا را از « اعماق » ، به « سطح » مىآورند ، و بين « ظاهر » و « باطن » ، پل مىزنند . . . شهر مقنّيان بزرگ كه صبورانه دل سنگ خاره را - در بن چاه تيره - به ضرب تيشه مىشكافند و به نيروى كاريز ساحت كوير را از چشمه‌اى كه در ژرفاى كوهسار جارى است سيراب مىسازند . . . شهر مردان صرفه‌جو ، كه جان‌مايهء حيات - آب - را ، قطره‌قطره ، مصرف مىكنند ، تا شاهرگ قنات نخشكد و نوعروسان دشت و دمن